عشق و جاسوسی p1
🐞:مثل همیشه ساعت هشت از خواب پاشدم رفتم حموم و بعدش پرونده های جنایی رو نگاهی انداختم واییی همشون قاطی شده بودن رفتم پایین و به همه سلام کردم
بعد از کار های روزانه مرینت......
🦄:مرینت مرینت جلسه دیر شد
🐞:چی چی اا...الان الان میام.
در جلسه.....
🐼:خب متاسفانه باید بگم شرکت لاتیک دوباره شروع به کار کرده
🦊: چی اینکه خیلی بده
🐼: بله! و ما باید جلشونو بگیریم طبق چیزی که آلیا گفت هدف اونا اینبار موزه لووره
🐈: اما چه شکلی جلوشونو بگیریم؟
🐼: به سادگی! ما تونستیم رد جواهر اکلیپسو رو تو شرکت های: عکاسی و تبلیغاتی نوکورنیک و شرکت مد آگرست بزنیم
مرینت!
🐞:عام بله پدر؟
🐼:تو جاسوس ما تو شرکت آگرست میشی!
🐞:ولی پدر من دلم بزن بکش میخواد نه جاسوس بازی
🐼:میدونم مرینت ولی تو خاصی و برای این کار پر هیجان مناسبی
🐞:چی پر هیجان؟ عوم باشه بهش فکر میکنم
دوستان ببخشید کوتاه بود امروز باید برم واکسن کویید 19 بزنم
برای پارت بعدی 5 کام بدید