عشق پنهان پارت 15
_کت
بله
_توکجا زندگی میکن
چ..چ..چر..چرا
_آخه هروقت بهت نیاز دارم هستی نکنه کمین کردی تو خونه ما یا شایدم یک شبحی ام یا شایدم یک خونآشام که میخواد خون منو بخوره پخخخ
دیونه ترسیدم نه بابا من هیچ کدوم از اینا نیستم منم یک آدمم که عاشقم وقلبم بهم میگه باید کی نگرانت باشم وکی بیام پیشت
_برو بابا
باور نمیکنی
_نچ
ثابتش میکنم
_ثابت کن
باشه
_خوب من منتظرم
امممم باشه
وبدبدو رفتم سمت خیبان ویک ماشین باسرعت اومد خواستم خودمو بندازم جلوش(وجی:خیلی خری /اه وجی اومدی/وجی:آره جات خالی چقدر وسیله خریدم/خوش آمدی فرزندم بشین ) که دستمو کشید وجیغ زد
_احمق چی کار داشتی میکردی
میخواستم ثابت کنم که عاشقتم
_قلط کردی اینجوری دیونه
ازین ها بیشترم میکنم
_دیونه ای دیونه هوووو ...تو خیلی...
خیلی؟
_خیلی اممم توصیفی ندارم
نمکدون
_توخوبی دیوانه روانی تیمارستانی میخواستی خودتو بندازی جلو ماشین
مگه براکسی مهمه
_برا من آرهههههه....
از زبان مری
بهش گفتم که ثابت کنه که بی هوا پاشد ودوید سمت خیابون از کاری که میخواست بکنه جا خوردم بدو بدو رفتم سمتش ودستشو کشیدم ویک جیغ زدم
احمق چی کار داشتی میکردی
_میخواستم ثابت کنم که عاشقتم
قلط کردی اینجوری دیونه
_ازین ها بیشترم میکنم
دیونه ای دیونه هوووو ...تو خیلی...
_خیلی؟
خیلی اممم توصیفی ندارم
_نمکدون
توخوبی دیوانه روانی تیمارستانی میخواستی خودتو بندازی جلو ماشین
_مگه براکسی مهمه
برا من آرهههههه....
از حرفی که زدم خودمم جاخوردم که یک نگاه شیطون بهم کرد وگفت خوب پس مهمه
خفه شو
_دوسم داری
آا...چیزه...نه..یعنی..آره
_واقعا
اهم
وخجالت کشیدم ورومو ازش برگردوندم داشتم میرفتم که احساس کردم که بلندم کرد یک دستش زیر زانوم بود ویک دست دیگش زیر کمرم وهمش بالا پایینم میکرد ترسیدم وچشمامو بستن
بزارم زمین
_نچ نچ تا تو کل پارک نگردونمت وبه همه نگم تو دوسم داری نمیزارم
تو مرد این کار نیستی
_حالا میبینیم یک بار دیگه انداختم بالا
اااا(جیغ مثلا)نکن الا میندازیم
_آقا ایشون منو دوست داره
زیر چشمی نگاه کردم دیدم داره به یک مرده میگه
که جیغ زدم دیونه نکن
_تازه هنوز اولشه تا کل این پارک نگردوندمت ول کنت نیستم خودت گفتی مردش نیستم
کت قلط کردم نکن بزارم زمین
_نچ نچ خانم یک لحظه میشه وقتتونو بگیرم
خانمه. بعله بفرمایید
_خانم ایشون منو دوست داره
این داشت رسما آبرومو میبرو با مشت زدم بهش
دیونه نکن بابا نکن
_راه نداره
کت ترو خدا
_ نه اه بزار به اون بچه ها هم بگم
کت نکن
وکت نوار رفت تو محوطه بازی بچها
_بچه ها بیاید یک لحظه کارتون دارم
بچه ۱.بعله
بچه۲.مشکلی هست
بچه۳.عمو چیشده
و....
_بچه ها این خاله که رو دست منه منو دوست داره
وهمه بچه ها شروع کردن به دست زدن وجیغ کشیدن وکت همینجوری ادامه داد تا اینکه مثعول پارک اومد آخیش بلخره این منو از دست این دیونه نجات میده
نگهبان.مشکلی پیش اومده
_نه فقطیک چیزه آقای نگهبان این خانمی که بغل منه منو دوست داره
آقا ترو خدا منو از دست این نجات بده کل پارک منو چرخونده وبه آلمو آدم گفته که من دوسش دارم بابا غلط کردن
نگهبان.ههههه آقا به کارتون ادامه بدید مزاهم نشم
چیچی بابا بیا منو نجات بده وای خدا
_نگهبانم گفت ادامه بدم خوب کجا بودیم آها ا خانم وآقا یکلحظه
آقا.بله
_ببخشید این خانم منو دوست داره
آقا.ایشالا خوشوقت شید
خانم.آرزو میکنم به بهترین زندگی دست بیابید
ممنون فقط میشه بگید این منو بزاره زمین
خانم.ایشون عاشقتونه حرف هیچکی حالیش نیست
یک راه به ذهنم ختور نمود اطرافو نگاه کردم تنها راهش بود کسی نبود دستمو قاب صورتش کردم ولبمو رو لبش گذاشتم که همراهیم کرد تا نفس کم آورد و ازم جدا شد
خوب بزارم زمین دیگه
_زرشک با یک بوس بیخیالت نمیشم عشقم
وای خدا پس چی
_حالا بهش فکر میکنم
کت نزاریم زمین ...
_چیییی
هیچی به ذهنم نمیرسه
یک دفع چشمم خورد به یک پسره ویک نقشه تو ذهنم خطور بست
وای وای کت بزارم زمی تورو خدا
_چرا
بزارم زمین ده
_نه
کت جون مری مری بمیره بزارم زمین
_اولندش خدا نکنه دومندش چرا
بابا پسر عموم اونجاست جون خودت بزارم زمین تا آبروم نرفته
_چرا آبروت بره
حالا بزارم تو ضیح میدم
گذاشتم زمین که یک دفع زبونمو براش در آوردم وفرار کردم
_ای دقل باز مگه دستم بهت نرسه
نمیرسه
داشتم میدویدم که پام پیچ خورد وافتادم زمین
که اومد سمتم و....
*****************************
تمام