_کت

بله

_توکجا زندگی میکن

چ..چ..چر..چرا

_آخه هروقت بهت نیاز دارم هستی نکنه کمین کردی تو خونه ما یا شایدم یک شبحی ام یا شایدم یک خونآشام که میخواد خون منو بخوره پخخخ

دیونه ترسیدم نه بابا من هیچ کدوم از اینا نیستم منم یک آدمم که عاشقم وقلبم بهم میگه باید کی نگرانت باشم وکی بیام پیشت

_برو بابا 

باور نمیکنی

_نچ

ثابتش میکنم

_ثابت کن

باشه

_خوب من منتظرم

امممم باشه 

وبدبدو رفتم سمت خیبان ویک ماشین باسرعت اومد خواستم خودمو بندازم جلوش(وجی:خیلی خری /اه وجی اومدی/وجی:آره جات خالی چقدر وسیله خریدم/خوش آمدی فرزندم بشین ) که دستمو کشید وجیغ زد 

_احمق چی کار داشتی میکردی

میخواستم ثابت کنم که عاشقتم

_قلط کردی اینجوری دیونه

ازین ها بیشترم میکنم

_دیونه ای دیونه هوووو ...تو خیلی...

خیلی؟

_خیلی اممم توصیفی ندارم 

نمکدون

_توخوبی دیوانه روانی تیمارستانی میخواستی خودتو بندازی جلو ماشین

مگه براکسی مهمه

_برا من آرهههههه....

از زبان مری

بهش گفتم که ثابت کنه که بی هوا پاشد ودوید سمت خیابون از کاری که میخواست بکنه جا خوردم بدو بدو رفتم سمتش ودستشو کشیدم ویک جیغ زدم

 

احمق چی کار داشتی میکردی

_میخواستم ثابت کنم که عاشقتم

قلط کردی اینجوری دیونه

_ازین ها بیشترم میکنم

دیونه ای دیونه هوووو ...تو خیلی...

_خیلی؟

خیلی اممم توصیفی ندارم 

_نمکدون

توخوبی دیوانه روانی تیمارستانی میخواستی خودتو بندازی جلو ماشین

_مگه براکسی مهمه

برا من آرهههههه....

از حرفی که زدم خودمم جاخوردم که یک نگاه شیطون بهم کرد وگفت خوب پس مهمه

خفه شو

_دوسم داری

آا...چیزه...نه..یعنی..آره

_واقعا

اهم

وخجالت کشیدم ورومو ازش برگردوندم داشتم میرفتم که احساس کردم که بلندم کرد یک دستش زیر زانوم بود ویک دست دیگش زیر کمرم وهمش بالا پایینم میکرد ترسیدم وچشمامو بستن 

بزارم زمین

_نچ نچ تا تو کل پارک نگردونمت وبه همه نگم تو دوسم داری نمیزارم

تو مرد این کار نیستی 

_حالا میبینیم یک بار دیگه انداختم بالا

اااا(جیغ مثلا)نکن الا میندازیم 

_آقا ایشون منو دوست داره

زیر چشمی نگاه کردم دیدم داره به یک مرده میگه 

که جیغ زدم دیونه نکن

_تازه هنوز اولشه تا کل این پارک نگردوندمت ول کنت نیستم خودت گفتی مردش نیستم

کت قلط کردم نکن بزارم زمین

_نچ نچ خانم یک لحظه میشه وقتتونو بگیرم

خانمه. بعله بفرمایید

_خانم ایشون منو دوست داره

این داشت رسما آبرومو میبرو با مشت زدم بهش

دیونه نکن بابا نکن

_راه نداره

کت ترو خدا

_ نه اه بزار به اون بچه ها هم بگم 

کت نکن 

وکت نوار رفت تو محوطه بازی بچها

_بچه ها بیاید یک لحظه کارتون دارم

بچه ۱.بعله

بچه۲.مشکلی هست

بچه۳.عمو چیشده

و....

_بچه ها این خاله که رو دست منه منو دوست داره 

وهمه بچه ها شروع کردن به دست زدن وجیغ کشیدن وکت همینجوری ادامه داد تا اینکه مثعول پارک اومد آخیش بلخره این منو از دست این دیونه نجات میده

نگهبان.مشکلی پیش اومده

_نه فقطیک چیزه آقای نگهبان این خانمی که بغل منه منو دوست داره

آقا ترو خدا منو از دست این نجات بده کل پارک منو چرخونده وبه آلمو آدم گفته که من دوسش دارم بابا غلط کردن

نگهبان.ههههه آقا به کارتون ادامه بدید مزاهم نشم

چیچی بابا بیا منو نجات بده وای خدا 

_نگهبانم گفت ادامه بدم خوب کجا بودیم آها ا  خانم وآقا یکلحظه

آقا.بله

_ببخشید این خانم منو دوست داره

آقا.ایشالا خوشوقت شید

خانم.آرزو میکنم به بهترین زندگی دست بیابید

ممنون فقط میشه بگید این منو بزاره زمین

خانم.ایشون عاشقتونه حرف هیچکی حالیش نیست

یک راه به ذهنم ختور نمود اطرافو نگاه کردم تنها راهش بود کسی نبود دستمو قاب صورتش کردم ولبمو رو لبش گذاشتم که همراهیم کرد تا نفس کم آورد و ازم جدا شد

خوب بزارم زمین دیگه

_زرشک با یک بوس بیخیالت نمیشم عشقم

وای خدا پس چی 

_حالا بهش فکر میکنم

کت نزاریم زمین ...

_چیییی

هیچی به ذهنم نمیرسه

یک دفع چشمم خورد به یک پسره ویک نقشه تو ذهنم خطور بست

 وای وای کت بزارم زمی تورو خدا

_چرا

بزارم زمین ده

_نه 

کت جون مری مری بمیره بزارم زمین

_اولندش خدا نکنه دومندش چرا

بابا پسر عموم اونجاست جون خودت بزارم زمین تا آبروم نرفته 

_چرا آبروت بره

حالا بزارم تو ضیح میدم

گذاشتم زمین که یک دفع زبونمو براش در آوردم وفرار کردم

_ای دقل باز مگه دستم بهت نرسه

نمیرسه

داشتم میدویدم که پام پیچ خورد وافتادم زمین

که اومد سمتم و....

*****************************

تمام