عشق پنهان پارت 10
باشه بابا چرا میزنی
$من زدم اه اه بریم دیگه دیرشد دیرشد
_آلیا دیگه گمشو بریم
$این جمله توبه ددیم میگم
آلیاااااااااااااااااا کتتتتتتتتتتتتتتتتتتت
_$ببخشید
آفرین بچه های خوب بریم دیگه
کتنوار از جلورفت ماهم دنبالش رفتیم
اولالا عجب ماشینی داری کت
_برای توهم میخرم
$برامن چی
_به من چه بده نینو بخره
وکت شونه ای بالا انداخت وسوار ماشینش شد وآلیا هم داشت از عصبانیت منفجر میشدرفتیم سوار شدیم آلیا اول سوار شد منم میخواستم بشینم که کت گفت نچ نچ نچ شوما میایید جلو
نمیخوام ول کن اه
_واه پاشو بیا جلو این مسخره بازی ها چیه
$کت مرینت نمیاد جلو
_چرا
$حالا بعدا بهت میگم
_باشه هر جور راهتین
وراه افتاد آلیا راست میگه من دلیل خودمو دارم برا جل ننشستن وقتی ۱۴ سالم بود یک بار با بابام رفته بودیم پارک که من جلو نشستم وتصادفکریم بعد از اون اتفاق هیچ وقت دیگه جلو ننشستم
_خانماها رسیدیم
اینجا دیگه کجاست
$واه مری این همون مزون جدیدست تازه باز شده
او
_شما برید منم الا میام
$باشه بریم مری
رفتیم تو وای چه لباسایی داشت همینتوری داشتم لباسارو نگا میکردم که احساس کردم یکی داره پشت گردنم نفس میکشه اول ترسیدم کم کم باتردید برگشتم که دیدم کته ویک متر پریدم هوا
$چته تو دختر
ازین بپرس کت تو عادتته مثل جن ضاهرشی
_هی حالا یک سوال چرا لباس مجلسی
$چییییییی یعنی تو نمیدونی تولد منه ها ها نمیدونی بنال ببینم یعنی کادو نخریدی ها
_رسما بدبخت شدم رفت
ههههه آلیا این یک بارو به خاطر من ببخشش
$فقط به خاطر تو وااااایییی مریییی بدو برو اینو پرو کن
چی وای چه خوشکله ولباس دست آلیا رو دیدم باشه الا میرم رفتم تو اتاق پرو ولباسو پوشیدم موهامو باز کردم واز اتاق اومدم بیرون
خوبه

کت که داشت لباسا رو رو میگشت روشو به من کرد ویک اخم ریزی کرد
$وای عالییییییییی
_چی چیو عالی زود برو درش بیار بدو
واه چرا خیلی خوشکله که ایرادش چیه
_خوشکل که هست ولی برا تو نه ایراداشم زیاد مثلا یقش آستیناش از پااین تنش که نگم برات برو درش بیار تا یکی ندیده بدو
مثل بادکنک بادم خوابید اما آلیا یک لباس دیگه داد دستم وگفت عیب نداره برو اینو بپوش منم رفتم تو اتاق پرو وشروع کردم به پوشیدن اونیکی
$بجنب دیگه دختر
باشه باشه
و اومدم بیرون این چطوره
$خیلی خوبه

_هرگز حتی فکرشم نکن این دیگه چیه اصلا ابدا یکی دیگه برو ازین لختی تر گیر نیاوردی اصلا میخوای هیچی نپوش
کت
_نچ نه
$باشه بابا تا رگ غیرت آقا نترکیده برو عوضش کن بیا اینو بپوش متمعنم از این هیچ ایرادی نمیتونه بگیره
ولباسو داد دستم رفتم پوشیدمش واومدم بیرون این مورد پسند آقا هست

_نچ
$این دیگه چشه
_یقش افتضاح کلشم حریره اصلا اینو بپوش
وکت یک لباس داد دستم وهلم داد تو اتاق پرو لباس بدی نبود پوشیدمش ورفتم بیرون
کت خوب شد

_اممم یقش خیلی بازه مگه نه آلیا
$مرینت اینو بپوشی خودم میندازمت تو چرخ گوشت برو درش بیار
اه بابا اصلا یک چیزی خودم انتخواب میکنم و رفتم چشمم خورد به یک لباس طرح کیمونو مامانم چینی بود ولی بعزی وقتا لباسای کره ای و ژاپنی هم میپوشید لباسو ورداشتم ورفتم تو اتاق پرو

خوب چطوره
$وای مرینت چه خوشکله عالی
_همچیش پوشیدست عالی همینو بخر
منم خیلی دوستش دارم تو آینه به خودم نگاه کردم یاد مامانم افتادم ناخود آگاه چند قطره اشک از گوشه چشمم قل خورد پایین
_مرینت چیزی شده اگه دوستش نداری میتونی همون قبلیا رو بپوشی من ناراحتت کردم
نه نه چیزی نیست اتفاقا خیلی دوستش دارم فقط یاد مادرم افتادم واشکم رو باگوشه لباسم پاک کردم ورفتم تو اتاق پرو لباسو در آوردم واومدم بیرون ولباسو گذاشتم رو میز فرو شنده وخواستم حساب کنم که آلیا گفت نچ نچ نچ حتی فکرشم نکن از داداشم کارتشو گرفتم بزار تن لشش یکم پول خرج کنه که کت بهش یک چشم غره رفت واه ایناهم یک چیزیشون هست ها بعد از خرید های فراوان برا آلیا وخودم رفتیم پاساژ من به بهانه دست شویی پاشدم وبه کتم گفتم باهام بیاد ورفتیم بردمش باخودم
_پرانسس توالت ها اونورند ها
خنگه میخوام برا آلیا کادو بخرم
_او پس اینگونه حالا چی میخوای بخری
اممم نمیدونم
_به نظر من براش ساعت بخر
وای کت فکر عالیه
رفتیم تو مغازه ویک ساعت خریدیم دادم کت گذاشتش تو ماشینش که سوپرایزش کنم
$وای دختر چقدر طولش دادی کت کجاست
اممم نمیدونم گفت کارداره ورفت
$آها اه اینهاش
کت بریم رستوران
$آره ببرمون کت
_امممم باشه بدویید برید تو ماشین.....
**************************************
تمام