عشق پنهان پارت 12
_آلیا تو مگه نمیخوای پسر دایتو دعوت کنی
$آره معلومه که دعوت میکنم
_ده آخه عقل کل اگه میخوای اونارو دعوت کنی میشه داداشت نباشه
یک گاز از پیتزام زدم وبا دعن پر گفتم مری راست میگه
_اول غذا تو قورت بده بعد حرف بزن چندشم شد
باشه بابا
$خوب حالا که چی
_ای خدا تو چرا اینقدر آیکیوت کمه
راست میگه آلیا آیکیوت صفره
$تو یکی خفه خوب توضی بده مرینت این آدم
_بابا کاگامی اگه نباشه آدرینم تو جشنت شرکت نمیکنه یادت رفت اون شب چه بلایی سرت آورد به خاطر اون حرفات ها اون حاضر به خاطر کاگامی اون بلا رو سر تو که خواهرشی بیار چه توقعی داری تو تولدت بدون کاگامی شرکت کنه
آلیا دستش رو رو گلوش گذاشت و یک نگاه غضب ناک به من کرد و معلوم بود که خیلی عصبی وزیر لب غرلند زد وگفت پسره خر راست میگی باشه بابا کاگامی هم باشه
مرینت هم ظرف هارو جمع کرد وخواست بشوره که بزور ازش گرفتم وشوستمشون آلیا هم خشک میکرد مرینتم رفته بود داشت جارو میزد
میگم آلی آجی کوچیکه داداش خرتو میبخشی
$حالا
دوناه دالم
$درد بهتر
ببشید
$شاید
آجی غلط کردم
$غلتو که کردی حالا ببینم برا مری هم اینجوری غیرتی میشی
معلومه
$خوب
ویک لبخند مرموزی زد
که یک لیوان آب پاشیدم روش
$بیشعور خیسم کردی
بهت هشدار دادم ها وآلیا هم کلی کف زد قد من حالا من آب بپاش آلیا کف بپاش که مرینت اومد تو وزد توسر خودش اوخی چه بازه شده وروبه من گفت ده این بچه بازی هاچیه میکنی الا اگه اون آدرین...بیاد من چیکار بکن ده آخه از دست تو برو اونور تا اینارو جمع کنم
مرینت حرفت خعلی ژشت بود
_خواهرش اعتراض نداره ده آخه به توچه
مری
_چیه
ببشید بده من اینارو پاک کنم
_ببخشم مگه کاری کردی ولی درباره پاک کردن اینا خرابکاری نکنی ها وبجنب تا آدرین نیومده
نترس آدرین تا شب نمیاد
_تو از کجا میدونی
آخه چیزه اه من..من..
$تو شرکت آدرین کارمیکنه
_چییییییییییییییی
آخ گوشم خو چیزه منو آدرین شریکیم
_کت به آدرین نگی که
نه بابا دهن من قرص قرصه
$مرینت این قند تو دهنش خیس نمیخوره
تو خوبی
$معلوم نیست
چی
$که من خوبم
_جفتتون خفه شید پلیز
اونشب با کلی خنده وشوخی تموم شد ومن ماشینو بردم زدم تو شرکت لباسامو عوض کردم واومدم خونه
فردا شب از زبان مری
لباسمو عوض کردم موهامو بابالیس کردم وآرایش کردم آلیا یک خدمتکار استخدام کرده بود ومن کلی به خودم رسیدم دیگه حاضر بودم
مدل موهاش
آرایشش
ببخشید اگه نصفه افتادن
رفتم پایین سلام خیلی آرومی کردم وصندلی کنار آلیا نشستم که رز خودشو انداخت تو بغلم
رز.واییییی سلام مری چه جیگر شدی الهی قربونت برم
سلام عزیزم خوبی
رز.مرسی
میلن.سلام مرینت خوبی اوه..معرفی میکنم نامزدم ایوان ایوان دوست دانشگاهم ودوران دبیرستان مرینت
ایوان.خوشبختم
ودستشو دراز کرد ودست دادم آدرینم عصبی بود از اینکه تو این مهمونی بودم از سر روش میبارید
زنگ در صداش اومد والکسیس خانم با اسکیت بردش وارد شد
الکسیس.عرررر وایییی مریییی بپر بغلم
سریع پریدم بغلش و چلوندمش
الکسیس. وای بولو بری دلم برات شده بود قد قلب گنجشک سر کوچمون
منم الکسیس وای دختر تو هنوز آدم نشدی
الکسیس.نه تو شدی
هر هر گمشو اونور
الکسیس.چششششم عشقم
من با الکسیس خیلی دوست بودم ولی نه اندازی آلیا
$مرینت معرفی میکنم پسر عموم ناتانیل ودختر خاله ناتنیم کلویی😒
سلام خوشبختم
کلویی روشو برگردوند ولی ناتانیل لبخند عجیبی زد وبهم دست داد بعد از شام نشسته بودیم وحرف میزدیم
از زبان آدرین
این ناتانیلم با اون چشماش همش زن منو دید میزد(جانممممممم)دگه داشتم کفری میشدم کاگامی هم رفته بود خوابیده بود این کلوییم چسبیده بود به من دختره سرتق زیر گوش آلیا گفتم بره این ناتانیلو یک کاری بکنه تا چشماشو از کاسه در نیاوردم آلیا هم خندید و رفت به خدمتکار گفت کیکو بیارن موقع کادوها ناتانیل اون چشمای کثیفشو از مرینتم ورداشت کادوهارو به آلیا دادیم که آلیا لپمو بوسید ومرینتم کادوشو داد کا آلیا جیغ زد ومرینتو اینقدر چلوند که یواز تو گوشش گفتم بسه برا من هیچی نموند کا ولش کرد و وقتی کادو نینو باز کرد لپاش گل انداخت هر هر قربون آبجی عاشق خودم برم شب بلخره مهمونا رفتن که الکسیس وایساد آخه از آلمان اومده بود رفت تو اتاقش آلیا هم رفت من موندم ومرینت که داشت ظرفا رو جمع میکرد خیلی دلم میخواست بغلش کنم
ولی از خیرش گذشتم وپاشدم رفتم خوابیدم که کاگامی بغلم کرد وگفت عزیزم چیزی شده ناراحتی
نه بخواب فقط خستم
ک.باشه
با فکر به مرینت واینکه امشب چقدر خوشکل شده بود خوابم برد....
********************
تمام